مسيح ذبيحى
17
استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )
كه در زمان شاهنشاه سعيد شهيد آقا محمد خان نوراللّه مرقده در سال هزار و دويست و شش بنا نهاده شده است . اراضى او مثمر و حاصلخيز ، دشتها مانند محيطى از سبزه . كوهها و تپّههاى نزديك شهر مستور از جنگلهاى انبوه ، هوايش رطوبى ، در فصل تابستان هوا قسمى متعفّن و سوزانست كه واقعا حالت كوره يا گرمخانه دارد . پشههاى گزنده و مگسهاى زنندهء استرآباد معروفست . دو رشته قنات در خارج شهر است كه آبش داخل شهر شده و مردم مشروب مىشوند . يكى « آب سر خواجه » كه معروف به « چهل دختر » است ، و ديگرى رشتهء قناتى است كه از وسط شهر مىآمد و متعلّق به محلهء « سرچشمه » و غيره است . آب رودخانهاى هم از سمت « زيارت خسرو » مىآيد و از طرف « دروازهء بسطام » داخل شهر مىشود و اين آب موقوفهء شرب اهالى استرآباد است . / 21 / جهت ناسلامتى مياه در فصل تابستان آشاميدن اين آبها به واسطهء اينكه به شلتوك زارها مىاندازند و آنها را مشروب نموده بعد به مجراهاى شهر مىافتد چندان صورت سلامتى ندارد و مخصوصا به اهل اردوى نظامى و مأمورين و متوقفين ارگ دولتى با آن گرماى فوق الطّاقه نهايت سخت مىگذشت . حضرت مستطاب اشرف و الا حاجى شاهزاده سيف الدّوله حكمران استرآباد و يموت و گوكلان دامت شوكته از كيسهء فتوّت خودشان آب انبارى بزرگ و عميق در سمت غربى « ميدان توپخانه » ساختهاند كه مأمورين دولتى و متوقفين اردو آسوده باشند . سبكتر و سلامتتر اين مياه « آب سر خواجه » است كه مشهور است . اراضى آنجا به قدرى قابل و حاصلخيزست كه هر چه بكارند خوب عمل مىآيد . ولى محصول كلى ولايتى جو و شلتوك و پنبه و كنجد و گندم است و از هر قبيل مركّبات در خانهها كاشتهاند كه نهايت امتياز را دارد ، و نىشكر هم خوب عمل مىآيد . در جنگلهاى استرآباد چوبهاى گردوى قوى و يك نوع چوب سرخى كه معروف به « سرخه » است زياد است كه براى « مبل » نهايت امتياز را دارد ، و يك نوع درختى است موسوم به خرمان دو در بعضى از جنگلهاى استرآباد است ميوه مىدهد و آن ميوهء شيرينى است كه ازو شيره مىپزند و مىخورند و درخت شمشاد و آزاد هم يافت مىشود .